|
|
|
|
|
سلام
Little MO
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ایدل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت این راهرا نهایت صورت کجا توان بست کش صدهزار منزل بی شست در بدایت چشمت بغمزه مارا خون خورد و می پسندی جانا روا نباشد خون ریز را حمایت هرچند بردی آبم رو از درت نتابم جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم یکساعتم بگنجان در سایه عنایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار ازین بیابان وین راه بینهایت عشقت رسد بفریاد گر خود بسان حافظ قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت (حافظ)
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 23:14 توسط
|
|
||